
خيال كنم خياله دوباره خيالاتي شده باز
خسته از اين تصميمات چه بي قرار شد ه باز
تو يك دنيا سكوتم ،قراره خواب بمونه يك قاصدك
تا بدونم چي شده فوتش كردند،انگار نبود يك قاصدك
ميون راه رسيدم وسط يك دوراهي ميانبوري ندارند
ميان اين دوراهي هيچ كدوم راه صافي ندارند
ممكنه يكيش بشه خاطره، از يك دختر شهر رز
شايدم كه اون يكي بشه تولد يك مرگ براي چند شاخه رز
حرف كمك توراه هست ،اما اصلش با خداست
هرچي كه شد قبوله ،حرف حرف خداست
شايد بين مرگ و زندگي يكي بايد بميره
تا اون يكي از مرگ يك پريسا، زنده بشه نميره





