یکی هست که لذتهاش تو زندگی کوچیکه*   یکی که کوچیک کوچیک  لذت  زندگیته


یکی که صبح زودمیادو  بیدارت میکنه * اونی که زندگیت و برات  زنده میکنه


یکی که برات لبخند میزنه شادت میکنه *  یا که ناراحت باشه  غر میزنه اخم میکنه


یکی که تاشب فقط برای تو میمونه  * یکی که میخواد تا شب فقط برای اون  توبمونی


یکی که میخواد که کم دوستش داشته باشی * اما اونا برای همیشه پیش خودت داشته  باشی


میترسه که زیادی دوست داشته  بشه  *  اون وقت  یک وقت  دوست  داشتناش تکراری بشه


یکی که برای تو داره  زیبا میشه    *  همون که تو براش همیشه زیبا تر میشی



یکی هست که پریسا باهاش زنده میشه   *  یکی که کوچیک کوچیک برات لذت  زندگی میشه


برچسب‌ها: یکی هست , لذت زندگی , زنده

تاريخ : پنجشنبه چهارم دی 1393 | 19:46 | نویسنده : پریسا |


عزيز من حرفي بزن بگو چشمت نم نزنه 
غم در زد بگو بغض نکنه دم  نزنه

يكي بگه كه چي شده چرا دلش دلگير شده
اشكهاي اون مال چيه چرا روزش ابری شده

كي گفته كه من نباشم بري سفر تنها بشي
از جاده و از آدما از زندگی خسته  بشی
 
 روي ماه گلم ،عزيز مهربونم ،نبينم اشكي بشه
نبينم شاد نباشه  ،خونه دلش  سرد بشه
 

اي خدا كاري بكن رو زبونش بيار كه چي شده
عشقم چرا غمگين شده نكنه چيزي شده


دردت به جونم كجايي بخند برام شاد بشم
شايد كه منتظر نشستي خسته شدي فدات بشم
 
حس زنده بودنم، محتاج  لبخند توام
خونه ام  زنده شده با وجود  تو, مال  توام
 
اسفند بزنم دور سرت فداي اون رو و تنت
 نكنه دردي داري بخوره به تن من تنت

گفتم كه تو عمر مني يك وقت ازم دل نكني
نخندي  بي تو ميميرم   قلبمو از جا نكني

تقصير من بوده تنهات گذاشتم پيشت نبودم  
تورا توي بغل ميگيرم شرمنده باهات نبودم

تو عزيز گل مني پريساي خونه مني
هر وقت كه من نباشم به غم بگو تو قلب مني

هميشه و هرجا باشم مال مني تو با مني
بهترين عشق مني پريساي قلب مني


برچسب‌ها: قلب من

تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 15:35 | نویسنده : پریسا |

بعضی چیزها رادوست دارم
دلم گرفته  از جاده و ماشین  از یک  شهر و
 مردهایی که فقط چشم هایشان دید میزنه  روی تن  خانمها
شنیدی باب شده میگن: تیپ که بزنی اقایون  میگن عجب گوشتی 
اما کدوم گوشت؟کدوم  اقا؟ کدوم  مرد؟
فکر کنم  انتالیا همه خانمها گوشت باشن
رنگ  قرمز ممنوعه  تو این  شهر
پس اگر هرزه نیستی  قرمز نپوش
اگر مردی بهت دست  بزنه  نمی تونی برگردی بزنی تو گوشش
بهت تهمت میزنن که حتما تو کاری کردی!
برای همین اقایون  حتی راه  رفتنشون کنار خانمها هم  دردسر شده
خسته  شدم از بدبینی که اطرافمون را گرفته
و هیچ کس نگفت من جزو  اون هیزمها نیستم
فقط بعضی چیزها را دوست دارم



تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393 | 10:45 | نویسنده : پریسا |

شهر غریب   غریبه 

ازشهرش گذشته تو چشمش کوه و دشته


تو شهر بعدی نوشته همین جا  سرنوشته

 


 الان چه حالی داره !خسته  شده از فاصله؟


پس چرا دل هنوز گله داره خسته  ازسرنوشته

 


وقتی همه میگن این  بایدشهر تو بشه


 چرا هرکاری میکنه بازم  سرد تر میشه!

 


لحظه ها کش دار میشه از همه چی خسته میشه


چرا "ای کاش"و"اگه"از زبونش کم نمیشه

 


خیابون و کوچه و یک ادرس که گمشده


به نظرش این  ادرس بازم  براش غریب تر میشه

 


 به انتظارنشسته که یک نفر اشنای اون بشه


بهش بگه پریساآشنای من باش ؛چراغریبه؟!



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 9:59 | نویسنده : پریسا |
جای من کجاست!

 

جاي من كجاست!؟

 

نميدانم آيا تو ميداني

 

شايد كه خيلي دور نيست

 

جايي كه من ،من باشم و تو خود تو

 

جاي من كجاست!؟

 

جاي تو مال من نيست

 

نقش تو نقش من نيست

 

نميدانم شايد تو بداني

 

آنجا كه چهره ام از آن خودم است

 

جايي كه من ،من باشم و تو خود تو

 

جاي من كجاست!؟

 

دستان سرد مال من نيست

 

چند صباحي ست كسي گم شده!

 

نميدانم حرف دل شنيدني ست؟

 

جايي كه من ،من باشم و تو خود تو

 

جاي من كجاست!؟

 

جاي يكي در همه جاست

 

جاي آن يكي  در هيج كجاست

 

جايي كه من ،پريسا باشم و تو ...


برچسب‌ها: جای من کجاست_ , من , تو , خود تو , حرف دل

تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 16:34 | نویسنده : پریسا |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.