|

چه كسي بر دفتر شعرم آب ريخت دفترم از چه رو خيس شد
دست نزن مال من است چه كسي گفت:سو تفاهم شد!
اخر با چه چيز اينچنينش كردي از چه رو سوتفاهم شد
من تمناي تو را كه نخواستم حتي خواهشت را هم نمي خواستم
مگر چشم نداشتي كه چنين كردي ياكه بي سواد ي و سوادنداشتي
از چه رو برگ زدي دفترم را چه كسي گفت بخواني قلمم را
مي داني داد نخواهم زد من كه جنجال نخواهم كرد
شايد از همين امر چون آگاهي اينچنين كردي و بر من گستاخي
سقف اوقات مرا لبريز كردي جام غم برايم پر كردي
ساقي ساغر نوشت باد اما خانه ات ويران باد
خسته شدم از تكرار سو تفاهم هايت بس نمي كني چرا اين حرفهايت
مي زنم ساغر را بر پيكرت تا كه بشكني در چهر ه ات
واي خداي من اين كه شكست من چرا نفهميدم سو تفاهم است!
پريسا باز هم كه گل كاشتي از چه رو چنين دسته گلي كاشتي
آيينه ي صد تكه ي چهره ي من اين كه اشك خود من بود بر دفتر من!
|