تبليغاتX
واژه رنگ زندگی است
واژه رنگ زندگی است

آنچه به قلم می آید می نویسم ...

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

زنده به گور

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388-7:33 -پریسا


به من نگاه نميكني ديگه يادم نميكني
بازم بهم فكر نميكني حتي حسم نميكني

يك تيكه از وجودم خونه حس حسرت تو وجودم ميمونه
يك سرگردون و پريشونه اين وسط  تو زندگيش تنها ميمونه

بوي شعرم و حس كني غم رو سر تا پاشه نفساش ديگه تمومه
وقتي شعري نفسش روبه تمومه حس نكن ببين اون منه كه رو به تمومه

ديگه زنده به گور اين تنم آي  خدا به دادمم نميرسي
اينجا تاريكه دارم دق ميكنم آي خدا به دردمم نميرسي

اي خدا كاري بكن دارم تو گريه غرق ميشم
اي خدا ببين دارم رو سر همه سيلاب ميشم

داره ميميره دلم يك كاري كن چرا ذل زدي به مرگ من
داره جون ميده به دنياي تو  چرادست نميدي به دست من

آسمونت ابريه داره بارون ميزنه توي سرم
پس چراتو جيگرم آتيش ميباره به سرم

ميدونم خبر داري كه ميسوزه تنم  بزار رها بشم من از تنم
چي بگم از كي بگم بزار كه  دم نزنم  فقط بزار جدا بشم من از تنم

خنده را از روي لبم برداشتي دنيام و يك طرفه گذاشتي
تو گلوم  تخم بغض و كاشتي جاده ام و بي عبور گذاشتي

اين دلم اين جونم اين تنم دنيسام و هرچي كه دادي  مال تو
فقط يك خواهشي دارم اي خدا پريسا را بگير وببر روح اون مال تو

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد کدهای جاوا اسکریپت بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

*
*
*
*
*
*
*
#FFFFFF
JavaScript Codes